دستگیره استیل در آبی شده بود٬ تعجب کردم گیج شدم٬ جلوتر رفتم بازتاب بود٬ همه آن آبی شگفت انگیز آسمان بود.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 21:19 توسط روهام
|
كه اگر او فراموش ميكرد لبخندش را و اگر كاويده ميشد گونههايش را به جستجوي زندگي و اگر شيار برميداشت پيشانيش از عبور زمانهاي زنجير شده با زنجير بردگي ميشد من! ميشد من عيناً